تبليغاتX
درس زندگی
 
گواهی میدهم نیست هیچ خدایی جزء خدای یگانه و محمد(ص) فرستاده اوست
 
 

روزی هارون (پنجمین خلیفه ی عباسی ) بهلول را به حضور طلبید .

او ناگزیر نزد هارون آمد .

هارون از او پرسید : آیا مرا می شناسی ؟

بهلول گفت : تو کسی هستی که اگر در مشرق زمین ستمی شود و تو در مغرب باشی در روز قیامت باز خواست می شوی . هارون منقلب شد و بعد از چند لحظه پرسید : روش مرا چگونه می بینی ؟

بهلول گفت : قرآن کتاب خدا در میان ماست روش خود را با دستورات آن تطبیق کن .

اگر کردار تو نیک است عاقبتت خوب است و گرنه عاقبت بدی خواهی داشت .

هارون گفت : پس این همه کارهای نیک ما در کجاست ؟ بهلول گفت : خداوند کردار پرهیزگاران را می پذیرد .

هارون گفت : پس رحمت خدا در کجاست و چه می شود ؟ بهلول گفت : رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است .

هارون گفت : پس خویشاوندی ما با رسول خدا (ص) چه می شود ؟

بهلول گفت : در روز قیامت از عمل می پرسند نه از خویشان .

هارون گفت : پس شفاعت پیامبر در کجاست ؟

بهلول گفت : شفاعت رسول خدا (ص) بستگی به اذن و اجازه ی خدا دارد .

هارون به بهلول گفت : آیا حاجتی داری تا برآورم ؟

بهلول گفت : حاجتم این است که مرا بیامرزی و اهل بهشت گردانی و تو نمی توانی .

هارون گفت : آیا می خواهی دستور دهم همه روزه تا آخر عمر معاش روزانه ی تو را بدهند ؟

بهلول گفت : ای هارون من و تو هر دو بنده ی خدا هستیم . صاحب ما اوست آن خدایی که معاش تو را تأمین می کند مرا فراموش نمی کند .

  نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 18:25  توسط ناشناس  | 

 

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت

در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت

آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد

مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني

مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي

و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت

به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد

مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف

با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت

مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند

مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟

من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم

مشتري با اعتراض گفت

پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند

"آرايشگر گفت آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند

مشتري گفت دقيقا همين است

خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!

براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 3:47  توسط ناشناس  | 

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

هنگامى كه واقعه عظيم (قيامت) واقع شود، (1)

هيچ كس نمى‏تواند آن را انكار كند! (2)

(اين واقعه) گروهى را پايين مى‏آورد و گروهى را بالا مى‏برد! (3)

در آن هنگام كه زمين بشدت به لرزه درمى‏آيد، (4)

و كوه‏ها در هم كوبيده مى‏شود، (5)

و بصورت غبار پراكنده درمى‏آيد، (6)

و شما سه گروه خواهيد بود! (7)

(نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند); چه سعادتمندان و خجستگانى! (8)

گروه ديگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانى! (9)

و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند، (10)

آنها مقربانند! (11)

در باغهاى پرنعمت بهشت (جاى دارند)! (12)

گروه زيادى (از آنها) از امتهاى نخستينند، (13)

و اندكى از امت آخرين! (14)

آنها ( مقربان) بر تختهايى كه صف‏كشيده و به هم پيوسته است قراردارند، (15)

در حالى كه بر آن تكيه زده و رو به روى يكديگرند! (16)

نوجوانانى جاودان (در شكوه و طراوت) پيوسته گرداگرد آنان مى‏گردند، (17)

با قدحها و كوزه‏ها و جامهايى از نهرهاى جارى بهشتى (و شراب طهور)! (18)

اما شرابى كه از آن درد سر نمى‏گيرند و نه مست مى‏شوند! (19)

و ميوه‏هايى از هر نوع كه انتخاب كنند، (20)

و گوشت پرنده از هر نوع كه مايل باشند! (21)

و همسرانى از حور العين دارند، (22)

همچون مرواريد در صدف پنهان! (23)

اينها پاداشى است در برابر اعمالى كه انجام مى‏دادند! (24)

در آن (باغهاى بهشتى) نه لغو و بيهوده‏اى مى‏شنوند نه سخنان گناه آلود; (25)

تنها چيزى كه مى‏شنوند «سلام‏» است «سلام‏»! (26)

و اصحاب يمين و خجستگان، چه اصحاب يمين و خجستگانى! (27)

آنها در سايه درختان «سدر» بى‏خار قرار دارند، (28)

و در سايه درخت «طلح‏» پربرگ ( درختى خوشرنگ و خوشبو)، (29)

و سايه كشيده و گسترده، (30)

و در كنار آبشارها، (31)

و ميوه‏هاى فراوان، (32)

كه هرگز قطع و ممنوع نمى‏شود، (33)

و همسرانى بلندمرتبه! (34)

ما آنها را آفرينش نوينى بخشيديم، (35)

و همه را دوشيزه قرار داديم، (36)

زنانى كه تنها به همسرشان عشق مى‏ورزند و خوش زبان و فصيح و هم سن و سالند! (37)

اينها همه براى اصحاب يمين است، (38)

كه گروهى از امتهاى نخستينند،(39)

و گروهى از امتهاى آخرين! (40)

و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالى (كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مى‏شود)! (41)

آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند، (42)

و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا! (43)

سايه‏اى كه نه خنك است و نه آرامبخش! (44)

آنها پيش از اين (در عالم دنيا) مست و مغرور نعمت بودند، (45)

و بر گناهان بزرگ اصرار مى‏ورزيدند، (46)

و مى‏گفتند: «هنگامى كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟! (47)

يا نياكان نخستين ما (برانگيخته مى‏شوند)؟!» (48)

بگو: «اولين و آخرين، (49)

همگى در موعد روز معينى گردآورى مى‏شوند، (50)

سپس شما اى گمراهان تكذيب‏كننده! (51)

قطعا از درخت زقوم مى‏خوريد، (52)

و شكمها را از آن پر مى‏كنيد، (53)

و روى آن از آب سوزان مى‏نوشيد، (54)

و همچون شتران مبتلا به بيمارى عطش، از آن مى‏آشاميد! (55)

اين است وسيله پذيرايى از آنها در قيامت! (56)

»ما شما را آفريديم; پس چرا (آفرينش مجدد را) تصديق نمى‏كنيد؟! (57)

آيا از نطفه‏اى كه در رحم مى‏ريزيد آگاهيد؟! (58)

آيا شما آن را (در دوران جنينى) آفرينش (پى در پى) مى‏دهيد يا ما آفريدگاريم؟! (59)

ما در ميان شما مرگ را مقدر ساختيم; و هرگز كسى بر ما پيشى نمى‏گيرد! (60)

تا گروهى را به جاى گروه ديگرى بياوريم و شما را در جهانى كه نمى‏دانيد آفرينش تازه‏اى بخشيم! (61)

شما عالم نخستين را دانستيد; چگونه متذكر نمى‏شويد (كه جهانى بعد از آن است)؟! (62)

آيا هيچ درباره آنچه كشت مى‏كنيد انديشيده‏ايد؟! (63)

آيا شما آن را مى‏رويانيد يا ما مى‏رويانيم؟! (64)

هرگاه بخواهيم آن را مبدل به كاه در هم كوبيده مى‏كنيم كه تعجب كنيد! (65)

(بگونه‏اى كه بگوييد:) براستى ما زيان كرده‏ايم، (66)

بلكه ما بكلى محروميم! (67)

آيا به آبى كه مى‏نوشيد انديشيده‏ايد؟! (68)

آيا شما آن را از ابر نازل كرده‏ايد يا ما نازل مى‏كنيم؟! (69)

هرگاه بخواهيم، اين آب گوارا را تلخ و شور قرار مى‏دهيم; پس چرا شكر نمى‏كنيد؟! (70)

آيا درباره آتشى كه مى‏افروزيد فكر كرده‏ايد؟! (71)

آيا شما درخت آن را آفريده‏ايد يا ما آفريده‏ايم؟! (72)

ما آن را وسيله يادآورى (براى همگان)و وسيله زندگى براى مسافران قرار داده‏ايم! (73)

حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را پاك و منزه بشمار)! (74)

سوگند به جايگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)! (75)

و اين سوگندى است بسيار بزرگ، اگر بدانيد! (76)

كه آن، قرآن كريمى است، (77)

كه در كتاب محفوظى جاى دارد، (78)

و جز پاكان نمى‏توانند به آن دست زنند ( دست يابند). (79)

آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده; (80)

آيا اين سخن را ( اين قرآن را با اوصافى كه گفته شد) سست و كوچك مى‏شمريد، (81)

و به جاى شكر روزيهايى كه به شما داده شده آن را تكذيب مى‏كنيد؟! (82)

پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مى‏رسد (توانايى بازگرداندن آن را نداريد)؟! (83)

و شما در اين حال نظاره مى‏كنيد (و كارى از دستتان ساخته نيست); (84)

و ما از شما به او نزديكتريم ولى نمى‏بينيد! (85)

اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمى‏شويد، (86)

پس آن (روح) را بازگردانيد اگر راست مى‏گوييد! (87)

پس اگر او از مقربان باشد، (88)

در روح و ريحان و بهشت پرنعمت است! (89)

اما اگر از اصحاب يمين باشد، (90)

(به او گفته مى‏شود:) سلام بر تو از سوى دوستانت كه از اصحاب يمينند! (91)

اما اگر او از تكذيب‏كنندگان گمراه باشد، (92)

با آب جوشان دوزخ از او پذيرايى مى‏شويد! (93)

و سرنوشت او ورود در آتش جهنم است، (94)

اين مطلب حق و يقين است! (95)

پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را منزه بشمار)! (96)

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 21:16  توسط ناشناس  | 
 

شما  بهترین امتی هستید که به سود انسان ها آفریده شده اید، تا امر به معروف و نهی از منکر کنید.

                                                                                               سوره آل عمران (۱۱۰)

سلام دوست خوبم. امیدوارم که حالت خوب باشه. ممنونم از اینکه به وبلاگ من سر زدی و نظر خودتو نوشتی. واقعا" خیلی نظر خوب و بجایی بود. من که خوشم اومد.

دوست خوبم این ۱ ساعتی که من برای وبلاگ گذاشتم و بقول شما کپی و پست می کنم در برابر این همه ساعتی که من صرف این دنیا می کنم چیزی نیست و امیدوارم این کاری که میکنم باعث بشه من به راه راست هدایت بشم و خدا منو بخاطر گناهانی که قبلا" مرتکب شدم ببخشه. من به هیچ عنوان ادعای اینکه من آدم پاکی هستم و هیچ گناهی مرتکب نشدم و نمیشم را نکردم چون انسانها همه خطاکارند و انسان بدون گناه نمیشه . اما وقتی ۱ انسان خطایی انجام بده و بعد از اون اظهار ندامت و پشیمانی بکنه نزد خدا بهتر از اون انسانی هست  که میخواهد گناهی را مرتکب شود اما از روی ریا ( بخاطر مردم) اون گناه رو انجام نده.

دوست عزیز من در مورد اسلام بحث نکردم تا در موردش نیاز به مطالعه ٬ تحقیق و تفحص داشته باشم من فقط معانی فارسی قرآن مجید را از قرآن به وبلاگم منتقل کردم تا بتوانم باعث هدایت خود و بقیه افرادی باشم که از طریق اینترنت برای قرآن و مسائل دینی جستجو می کنند.

دوست عزیز چه اشکالی داره آدمی که سطح سوادش زیاد بالا نیست و همون مقدار کمی که سواد داره اونو به بقیه یاد بده تا باعث بشه بقیه هم از اون استفاده کنند. چه اشکالی داره آدمی که گناه میکنه برای دین اسلام تبلیغ بکنه تا لا اقل بقیه مثل اون گناهکار نباشن؟  اگه گناهکار باشی و تبلیغ کردن برای دین اسلام درحالیکه گناهکاری گناه هست ٬ بذار گناه باشه. من دوست دارم تبلیغ بکنم.

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 3:11  توسط ناشناس  | 

                               بنام خدای بخشاینده مهربان

الم. (۱)

این کتاب هیچ شبه نیست در آن رهنماست پرهیزکاران را. (۲)

آنانکه ایمان می آرند به نادیده وبرپا می دارند نماز را و از آنچه ایشان را روزی داده ایم خرج می کنند. (۳)

و آنانکه ایمان می آرند به آنچه  فرود آورده شده به سوی تو و آنچه فرود آورده شده پیش از تو و به آخرت ایشان یقین دارند. (۴)

ایشانند بر هدایت از طرف پروردگار خویش و ایشانند رستگاران. (۵)

هر آیینه آنانکه کافر شدند برابر است بر ایشان که بترسانی ایشان را یا نترسانی ایشان را ایمان نیارند. (۶)

مهر نهاد خدا بر دلهای ایشان و بر شنوایی ایشان و بر چشمان ایشان پرده ایست و ایشان راست عذاب بزرگ. (۷)

و از مردمان کسی هست که می گوید ایمان آوردیم بخدا و بروز بازپسین و نیستند ایشان مومنان. (۸)

 فریب می دهند خدا را و مومنان را و بحقیقت نمیفریبند مگر خود را و نمی فهمند. (۹)

در دلهای ایشان بیماریست پس افزون داد خدا بایشان بیماری و ایشان راست عذاب درد دهنده بسبب آنکه دروغ می گفتند. (۱۰)

 و چون گفته شود ایشان را تباهکاری مکنید دز زمین ، گویند جز این نیست که ما اصلاح کاریم. (۱۱)

 آگاه شو به تحقیق ایشانند تباهکاران و لیکن آگاه نمی شوند. (۱۲)

 و چون به ایشان گفته شود ایمان آرید چنانکه که ایمان آوردند مردمان ، گویند آیا ایمان آوریم چانانکه ایمان آوردند بی خردان؟ آگاه شو بتحقیق ایشانند بیخردان و لیکن نمی دانند. (۱۳)

 و وقتیکه ملاقات می کنند با اهل ایمان  گویند که ایمان آورده ایم و چون تنها شوند با شیاطین خود گویند هر آئینه ما با شمائیم جز این نیست ما تمسخر می کنیم. (۱۴)

 خدا تمسخر می کند به ایشان و مهلت می دهد ایشان را در گمراهی خویش سرگشته شده. (۱۵)

 

                                                     سوره البقره آیه های  ۱ تا ۱۵

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 23:23  توسط ناشناس  | 

در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا. باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم. گفت من چنین قدرتی ندارم. سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو. مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟ این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد و فقط یک دعا می کرد. می گفت:

                             الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن.

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 23:34  توسط ناشناس  | 

چرا ما انسانها قدر خدا رو نمی دونیم ، چرا وظیفه ای  را که خدا بهمون داده همونو انجام نمی دیم یا بخوبی انجامش نمی دیم و سهل انگاری می کنیم. چرا ما همش به فکر خودمون هستیم و فقط می خواهیم بدونیم سرنوشتمون تو این دنیای بی ارزش  چی می شه ، چرا نمیخواهید به این فکر کنین که این خدایی که شما را آفریده برای چه آفریده است ، چرا خدا وقتی شما را آفرید برای شما بهشت و جهنم را درست کرد تا خوبها رو تو بهشت و بدها رو تو جهنم بندازه ، آیا هرگز به این فکر کرده اید که جهنم نصیب چه کسانی میشه و خدا چه کسانی رو تو جهنم میندازه ، هرگز به این فکر کرده اید که بهشتی که همیشه به شما وعده میدن چطور جایی است و آیا از این دنیایی که ما اینجا داریم ( خونه ، باغ ، ماشین ، مشروب ، زن ، بچه و ...) بهتره یا نه ؟

آیا ما تو این دنیا برای همیشه زنده هستیم و زندگی می کنیم ؟ آیا مرگ آخر زندگی ما هست و بعد از آن دیگر هیچ حیاتی برای کسیکه مرده است نیست ؟ آیا بعد از اینکه مردیم به کجا میرویم ؟ آیا این اعمالی که ما انجام میدیم خدا مارو به بهشت می بره یا به جهنم ؟ و خیلی سوالهای دیگه که نشون میده آدم فقط به فکر نجات دادن خودشه و میخواد هر طوری که شده راحت باشه و راحت زندگی کنه  چه تو این دنیا و چه در یک دنیای دیگه. چرا ما جدا از اینکه بخاطر بهشت و یا ترس از جهنم اعمال نیک انجام بدیم و نماز بخونیم بخاطر خدا انجام ندیم ، چرا عاشق خدا نباشیم و فقط هدف و خواستمون رسیدن به خدا نباشه ،  مطمئن باشید وقتی که ما بخدا برسیم به همه چی می رسیم ، وقتی که ما بخدا برسیم تمام این سوالهایی که تو ذهن ما میاد همه خود به خود حل میشه و جوابشون فقط رسیدن بخداست.

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 18:38  توسط ناشناس  | 

                                       بنام خدای بخشاینده مهربان

  • بسیار با برکت است آنخدا که بدست اوست پادشاهی و او بر همه چیز تواناست.
  • آنخدا که آفرید موت و حیات را تا بیآزماید شما را که کدام یک از شما نکوتر است در عمل و اوست غالب آمرزگار.
  • آنخدا که آفرید هفت آسمان را تو در تو نبینی ای بیننده در آفرینش خدا هیچ بی ضابطگی ، پس بازگردان چشم را آیا میبینی هیچ شکستگی.
  • پس بازگردان چشم را دوباره تا باز آید بجانب تو چشم خوار شده مانده گشته.
  • و هر آیینه زینت دادیم آسمان نزدیک را به چراغ ها و ساختیم آن چراغ ها را آلات رجم شیاطین و آماده کردیم برای شیاطین عداب دوزخ.
  • و برای آنانکه کافر شدند به پروردگار خود عذاب دوزخست و آن بدجائیست.
  • وقتیکه افکنده شود ایشان را بدوزخ بشنوند آن را آوازی مانند آواز خر و آن دوزخ جوش می زند.
  • نزدیک است پاره پاره شود از خشم ، هرگاه افکنده شود به دوزخ گروهی را سوال کنند از آن گروه نگهبانان دوزخ که آیا نیامده بود شما را هیچ پیغامبر ترساننده.
  • گویند آری آمده بود برای ما ترساننده پس دروغ پنداشتیم و گفتیم فرود نیاورده است خدا هیچ چیز را ، نیستید مگر شما در گمراهی بزرگ.
  • و گویند اگر ما می شنیدیم یا می فهمیدیم نمی شدیم داخل در زمره اهل دوزخ.
  • پس اقرار کردند بگناه خویش پس لعنت باد اهل دوزخ را.
  • هر آیینه آنانکه می ترسند از پروردگار خویش غائبانه ایشانراست آمرزش و مزد بزرگ.
  • و پنهان کنید سخن خود را یا آشکارا گوئید آن را هر آیینه خدا داناست به آنچه در سینه ها می باشد.
  • آیا نداند کسی که آفرید و اوست باریک بین خبردار.
  • اوست آنکه رام ساخت برای شما زمین را ، پس راه روید در نواحی آن و بخورید از رزق خدا و سوی اوست بر انگیختن.
  • آیا ایمن شده اید از کسی که در آسمان است از آنکه فرو برد شما را یه زمین پس ناگهان زمین می جنبد.
  • آیا ایمن شده اید از کسی که در آسمان است از آمکه بفرستد بر شما باد سنگبار پس خواهید دانست چگونه است ترسانیدن من.
  • و هر آیینه دروغ پنداشتند آنانکه پیش از ایشان بودند پس چگونه شد عقوبت من.
  • آیا ندیده اند بسوی مرغان بالای خود که گاهی بالهای خود را گسترده و گاهی جمع می کنند !! نگاه نمیدارد ایشان را مگر خدا هر آیینه او بهر چیز بیناست.
  • آیا کیست آنکه وی لشکرست برای شما نصرت می دهد شما را بجز خدا نیستند کافران مگر در فریب.
  • آیا کیست آنکه روزی دهد شما را اگر باز گیرد خدا رزق خود را بلکه محکم پیوسته اند در سرکشی و رمیدگی.
  • آیا کسیکه برود نگونسار افتاده بر روی خود راه یافته ترست یا کسی که می رود راست ایستاده بر راه راست.
  • بگو اوست آنکه بیآفرید شما را و پدید آورد برای شما شنوایی و چشم ها و دل ها اندکی شکر می کنید.
  • بگو اوست آنکه پراکنده ساخت شما را در زمین و بسوی او بر انگیخته خواهید شد.
  • و می گویند کافران کی باشد این وعده اگر راست می گوئید.
  • بگو جز این نیست که علم نزد خدا است و جز این نیست که من بیم کننده آشکارم.
  • و آنگاه که بینند آن وعده را نزدیک شده ناخوش کرده شود روی آنانکه کافر شدند و گفته شود این است آنچه او را می طلبیدید.
  • بگو آیا دیدید اگر هلاک کند مرا خدا و آنانکه همراه من اند یا رحمت کند بر ما (بهرحال) که خلاصی دهد کافران را از عذاب درد دهنده.
  • بگو اوست بخشاینده به او ایمان آوردیم و بروی توکل نمودیم ، پس خواهید دانست که کیست در گمراهی ظاهر.
  • بگو آیا دیدید اگر شود آب شما فرو رفته پس که بیارد به شما آب روان را.

 

                                                                     سوره ملک

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 16:13  توسط ناشناس  | 
  • خدای مهربان قرآن را بیاموخت ، انسان را بیافرید ، حرف زدن را بیاموختش ، مهر و ماه به شمارش در کارند و ستاره و درخت سجده کنان هستند و آسمان را بر افراشت و بنهاد ترازو را که سرکشی نکنید در سنجش و زمین را بنهادش برای جهانیان که در آن هست میوه و خرمایی دارنده شکوفه ها و دانه های دارنده برگ و گیاهان خوشبو. پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  آفرید انسان را از گل خشکی مانند سفال پخته و آفرید پری را از آمیخته ای از آتش. پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  پروردگار خاوران و پروردگار باختران، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  آمیخت دو دریا را بهم رسنده که میان آنها فاصله ایست تا ستم نکنند، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • برون آید از آنها مروارید و مرجان، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  و او را رونده هایی بر افراشته در دریا مانند کوههاست ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  و هر کس بر آن هست نابود شود و بجای ماند روی پروردگار تو دارای مهتری و بزرگواری ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  پرسندش آنان که در آسمانها و زمین اند هر روزی او در کاری است ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  زود است بپردازیم به شما ای دو گرانمایگان ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  ای گروه جن و انس اگر توانستید بگذرید از مرزهای آسمانها و زمین ،پس بگذرید ، نمیتوانید بگذرید مگر به فرمانروایی(که ندارید)، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  ریخته شود بر شما شراره گداخته ای از آتش و مس آنگاه یاری نشوید، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  تا زمانیکه آسمان شکافته شود و رنگش سرخ چون روغن ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  پس آن روز پرسش نشود از گناهان آدمی و نه پری ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  •  شناخته شوند گنهکاران به نشانیشان (به چهره شان) پس گرفته شوند به پیشانیها و قدم ها، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • این است دوزخی که تکذیب می کردند آن را گنهکاران ، گردش کنند میان آن و میان آب جوشانی گرم ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • و آن را که بترسد از جایگاه پروردگارش دو بهشت است ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • دارندگان شاخسارها ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • در آنها دو چشمه روان است، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • در آنها از هر میوه ای دو جفت است ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • تکیه کنندگان بر بالش ها و بسترها که آسترهای آنها از استبرق است و میوه دو بهشت نزدیک است، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • در آنهاست فروچشمانی که نیامیخته است با آنان آدمی پیش از ایشان و نه پری ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • گویا آنان یاقوت و مرجان هستند، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • آیا پاداش نیکوکاری جزء نیکوکاری است ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • و نزدیک آنها دو بهشت است، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید .
  • دوبهشت سبز سیاه فام، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • در آنها دو چشمه جوشان است، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • در آنهاست میوه و خرمایی و اناری، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • در آنهاست نیکو زتانی زیبایان، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • سفیدپوستانی یازداشته در سرا پرده ها ، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • نیامیخته است با آنان آدمی پیش از ایشان و نه پری، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • تکیه کنندگان بر بالش های سبز و فرشهای نیکو(زیبا)، پس آیا کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید.
  • فرخنده باد نام پروردگار تو خداوند شکوه و احترام.

                                                        سوره الرحمن

  نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 14:0  توسط ناشناس  | 
 
  • یا رب العالمین من بنده گناهکار تو هستم و هر روز مرتکب گناه می شوم و طلب استفار می کنم و در درگاه تو از تو پوزش می خواهم اما باز دوباره باوجود اینکه توبه می کنم مرتکب گناه می شوم. بار الها مرا بخاطر گناهانی که میکنم عذابم نده و توبه های مرا پذیرا باش و مرا از عذاب قبر و آتش جهنم نجات بده.
  • خدایا من هیچ چیز دیگری نمی خواهم جزء دیدار تو و من امیدوارم که با اعمال نیک و رفتار شایسته  می توانم در آن دنیا به لقاء و دیدار تو نائل آیم. میخواهم زمانی که تو سوره الرحمن را می خوانی صدایت را بشنوم پس خدایا کمکم کن تا گرفتار خوشی های دنیا نشوم و به عشقم که تو باشی برسم. من خودم تمام سعی و تلاشم را می کنم تا به عشقم برسم و بیشتر از هر چیز محتاج به کمک تو هستم زیرا بدون تو من هیچم.
  • خدایا مرا به راه راست هدایت کن و عاقبت مرا خیر گردان.
  • خدایا پدر.مادر.خواهران.برادران مرا برای من حفظ کن و مرا باعث سربلندی برای آنان بگردان.
  •  خدایا تمام کسانی که بیمار هستند و محتاج به کمک تو هستند تا آنها را شفاء دهی آنها را شفاء بده و خانواده هایشان را از ناراحتی نجات بده.
  • پروردگارا تمام کسانی را که با هم مشکل دارند مشکلات آنها را حل کن و آنها را با همدیگر مهربان کن.

 

                                                              امین یا رب العالمین

  نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:27  توسط ناشناس  | 
 
  POWERED BY darse-zendegie.blogfa.com  

صدق الله العظیم


darse-zendegie