گواهی میدهم نیست هیچ خدایی جزء خدای یگانه و محمد(ص) فرستاده اوست |
روزی هارون (پنجمین خلیفه ی عباسی ) بهلول را به حضور طلبید .
او ناگزیر نزد هارون آمد .
هارون از او پرسید : آیا مرا می شناسی ؟
بهلول گفت : تو کسی هستی که اگر در مشرق زمین ستمی شود و تو در مغرب باشی در روز قیامت باز خواست می شوی . هارون منقلب شد و بعد از چند لحظه پرسید : روش مرا چگونه می بینی ؟
بهلول گفت : قرآن کتاب خدا در میان ماست روش خود را با دستورات آن تطبیق کن .
اگر کردار تو نیک است عاقبتت خوب است و گرنه عاقبت بدی خواهی داشت .
هارون گفت : پس این همه کارهای نیک ما در کجاست ؟ بهلول گفت : خداوند کردار پرهیزگاران را می پذیرد .
هارون گفت : پس رحمت خدا در کجاست و چه می شود ؟ بهلول گفت : رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است .
هارون گفت : پس خویشاوندی ما با رسول خدا (ص) چه می شود ؟
بهلول گفت : در روز قیامت از عمل می پرسند نه از خویشان .
هارون گفت : پس شفاعت پیامبر در کجاست ؟
بهلول گفت : شفاعت رسول خدا (ص) بستگی به اذن و اجازه ی خدا دارد .
هارون به بهلول گفت : آیا حاجتی داری تا برآورم ؟
بهلول گفت : حاجتم این است که مرا بیامرزی و اهل بهشت گردانی و تو نمی توانی .
هارون گفت : آیا می خواهی دستور دهم همه روزه تا آخر عمر معاش روزانه ی تو را بدهند ؟
بهلول گفت : ای هارون من و تو هر دو بنده ی خدا هستیم . صاحب ما اوست آن خدایی که معاش تو را تأمین می کند مرا فراموش نمی کند .
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت
در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد
مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني
مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي
و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت
به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف
با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت
مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟
من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم
مشتري با اعتراض گفت
پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند
"آرايشگر گفت آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند
مشتري گفت دقيقا همين است
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
هنگامى كه واقعه عظيم (قيامت) واقع شود، (1)
هيچ كس نمىتواند آن را انكار كند! (2)
(اين واقعه) گروهى را پايين مىآورد و گروهى را بالا مىبرد! (3)
در آن هنگام كه زمين بشدت به لرزه درمىآيد، (4)
و كوهها در هم كوبيده مىشود، (5)
و بصورت غبار پراكنده درمىآيد، (6)
و شما سه گروه خواهيد بود! (7)
(نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند); چه سعادتمندان و خجستگانى! (8)
گروه ديگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانى! (9)
و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند، (10)
آنها مقربانند! (11)
در باغهاى پرنعمت بهشت (جاى دارند)! (12)
گروه زيادى (از آنها) از امتهاى نخستينند، (13)
و اندكى از امت آخرين! (14)
آنها ( مقربان) بر تختهايى كه صفكشيده و به هم پيوسته است قراردارند، (15)
در حالى كه بر آن تكيه زده و رو به روى يكديگرند! (16)
نوجوانانى جاودان (در شكوه و طراوت) پيوسته گرداگرد آنان مىگردند، (17)
با قدحها و كوزهها و جامهايى از نهرهاى جارى بهشتى (و شراب طهور)! (18)
اما شرابى كه از آن درد سر نمىگيرند و نه مست مىشوند! (19)
و ميوههايى از هر نوع كه انتخاب كنند، (20)
و گوشت پرنده از هر نوع كه مايل باشند! (21)
و همسرانى از حور العين دارند، (22)
همچون مرواريد در صدف پنهان! (23)
اينها پاداشى است در برابر اعمالى كه انجام مىدادند! (24)
در آن (باغهاى بهشتى) نه لغو و بيهودهاى مىشنوند نه سخنان گناه آلود; (25)
تنها چيزى كه مىشنوند «سلام» است «سلام»! (26)
و اصحاب يمين و خجستگان، چه اصحاب يمين و خجستگانى! (27)
آنها در سايه درختان «سدر» بىخار قرار دارند، (28)
و در سايه درخت «طلح» پربرگ ( درختى خوشرنگ و خوشبو)، (29)
و سايه كشيده و گسترده، (30)
و در كنار آبشارها، (31)
و ميوههاى فراوان، (32)
كه هرگز قطع و ممنوع نمىشود، (33)
و همسرانى بلندمرتبه! (34)
ما آنها را آفرينش نوينى بخشيديم، (35)
و همه را دوشيزه قرار داديم، (36)
زنانى كه تنها به همسرشان عشق مىورزند و خوش زبان و فصيح و هم سن و سالند! (37)
اينها همه براى اصحاب يمين است، (38)
كه گروهى از امتهاى نخستينند،(39)
و گروهى از امتهاى آخرين! (40)
و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالى (كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مىشود)! (41)
آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند، (42)
و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا! (43)
سايهاى كه نه خنك است و نه آرامبخش! (44)
آنها پيش از اين (در عالم دنيا) مست و مغرور نعمت بودند، (45)
و بر گناهان بزرگ اصرار مىورزيدند، (46)
و مىگفتند: «هنگامى كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟! (47)
يا نياكان نخستين ما (برانگيخته مىشوند)؟!» (48)
بگو: «اولين و آخرين، (49)
همگى در موعد روز معينى گردآورى مىشوند، (50)
سپس شما اى گمراهان تكذيبكننده! (51)
قطعا از درخت زقوم مىخوريد، (52)
و شكمها را از آن پر مىكنيد، (53)
و روى آن از آب سوزان مىنوشيد، (54)
و همچون شتران مبتلا به بيمارى عطش، از آن مىآشاميد! (55)
اين است وسيله پذيرايى از آنها در قيامت! (56)
»ما شما را آفريديم; پس چرا (آفرينش مجدد را) تصديق نمىكنيد؟! (57)
آيا از نطفهاى كه در رحم مىريزيد آگاهيد؟! (58)
آيا شما آن را (در دوران جنينى) آفرينش (پى در پى) مىدهيد يا ما آفريدگاريم؟! (59)
ما در ميان شما مرگ را مقدر ساختيم; و هرگز كسى بر ما پيشى نمىگيرد! (60)
تا گروهى را به جاى گروه ديگرى بياوريم و شما را در جهانى كه نمىدانيد آفرينش تازهاى بخشيم! (61)
شما عالم نخستين را دانستيد; چگونه متذكر نمىشويد (كه جهانى بعد از آن است)؟! (62)
آيا هيچ درباره آنچه كشت مىكنيد انديشيدهايد؟! (63)
آيا شما آن را مىرويانيد يا ما مىرويانيم؟! (64)
هرگاه بخواهيم آن را مبدل به كاه در هم كوبيده مىكنيم كه تعجب كنيد! (65)
(بگونهاى كه بگوييد:) براستى ما زيان كردهايم، (66)
بلكه ما بكلى محروميم! (67)
آيا به آبى كه مىنوشيد انديشيدهايد؟! (68)
آيا شما آن را از ابر نازل كردهايد يا ما نازل مىكنيم؟! (69)
هرگاه بخواهيم، اين آب گوارا را تلخ و شور قرار مىدهيم; پس چرا شكر نمىكنيد؟! (70)
آيا درباره آتشى كه مىافروزيد فكر كردهايد؟! (71)
آيا شما درخت آن را آفريدهايد يا ما آفريدهايم؟! (72)
ما آن را وسيله يادآورى (براى همگان)و وسيله زندگى براى مسافران قرار دادهايم! (73)
حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را پاك و منزه بشمار)! (74)
سوگند به جايگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)! (75)
و اين سوگندى است بسيار بزرگ، اگر بدانيد! (76)
كه آن، قرآن كريمى است، (77)
كه در كتاب محفوظى جاى دارد، (78)
و جز پاكان نمىتوانند به آن دست زنند ( دست يابند). (79)
آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده; (80)
آيا اين سخن را ( اين قرآن را با اوصافى كه گفته شد) سست و كوچك مىشمريد، (81)
و به جاى شكر روزيهايى كه به شما داده شده آن را تكذيب مىكنيد؟! (82)
پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد (توانايى بازگرداندن آن را نداريد)؟! (83)
و شما در اين حال نظاره مىكنيد (و كارى از دستتان ساخته نيست); (84)
و ما از شما به او نزديكتريم ولى نمىبينيد! (85)
اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمىشويد، (86)
پس آن (روح) را بازگردانيد اگر راست مىگوييد! (87)
پس اگر او از مقربان باشد، (88)
در روح و ريحان و بهشت پرنعمت است! (89)
اما اگر از اصحاب يمين باشد، (90)
(به او گفته مىشود:) سلام بر تو از سوى دوستانت كه از اصحاب يمينند! (91)
اما اگر او از تكذيبكنندگان گمراه باشد، (92)
با آب جوشان دوزخ از او پذيرايى مىشويد! (93)
و سرنوشت او ورود در آتش جهنم است، (94)
اين مطلب حق و يقين است! (95)
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را منزه بشمار)! (96)
شما بهترین امتی هستید که به سود انسان ها آفریده شده اید، تا امر به معروف و نهی از منکر کنید.
سوره آل عمران (۱۱۰)
سلام دوست خوبم. امیدوارم که حالت خوب باشه. ممنونم از اینکه به وبلاگ من سر زدی و نظر خودتو نوشتی. واقعا" خیلی نظر خوب و بجایی بود. من که خوشم اومد.
دوست خوبم این ۱ ساعتی که من برای وبلاگ گذاشتم و بقول شما کپی و پست می کنم در برابر این همه ساعتی که من صرف این دنیا می کنم چیزی نیست و امیدوارم این کاری که میکنم باعث بشه من به راه راست هدایت بشم و خدا منو بخاطر گناهانی که قبلا" مرتکب شدم ببخشه. من به هیچ عنوان ادعای اینکه من آدم پاکی هستم و هیچ گناهی مرتکب نشدم و نمیشم را نکردم چون انسانها همه خطاکارند و انسان بدون گناه نمیشه . اما وقتی ۱ انسان خطایی انجام بده و بعد از اون اظهار ندامت و پشیمانی بکنه نزد خدا بهتر از اون انسانی هست که میخواهد گناهی را مرتکب شود اما از روی ریا ( بخاطر مردم) اون گناه رو انجام نده.
دوست عزیز من در مورد اسلام بحث نکردم تا در موردش نیاز به مطالعه ٬ تحقیق و تفحص داشته باشم من فقط معانی فارسی قرآن مجید را از قرآن به وبلاگم منتقل کردم تا بتوانم باعث هدایت خود و بقیه افرادی باشم که از طریق اینترنت برای قرآن و مسائل دینی جستجو می کنند.
دوست عزیز چه اشکالی داره آدمی که سطح سوادش زیاد بالا نیست و همون مقدار کمی که سواد داره اونو به بقیه یاد بده تا باعث بشه بقیه هم از اون استفاده کنند. چه اشکالی داره آدمی که گناه میکنه برای دین اسلام تبلیغ بکنه تا لا اقل بقیه مثل اون گناهکار نباشن؟ اگه گناهکار باشی و تبلیغ کردن برای دین اسلام درحالیکه گناهکاری گناه هست ٬ بذار گناه باشه. من دوست دارم تبلیغ بکنم.
بنام خدای بخشاینده مهربان
الم. (۱)
این کتاب هیچ شبه نیست در آن رهنماست پرهیزکاران را. (۲)
آنانکه ایمان می آرند به نادیده وبرپا می دارند نماز را و از آنچه ایشان را روزی داده ایم خرج می کنند. (۳)
و آنانکه ایمان می آرند به آنچه فرود آورده شده به سوی تو و آنچه فرود آورده شده پیش از تو و به آخرت ایشان یقین دارند. (۴)
ایشانند بر هدایت از طرف پروردگار خویش و ایشانند رستگاران. (۵)
هر آیینه آنانکه کافر شدند برابر است بر ایشان که بترسانی ایشان را یا نترسانی ایشان را ایمان نیارند. (۶)
مهر نهاد خدا بر دلهای ایشان و بر شنوایی ایشان و بر چشمان ایشان پرده ایست و ایشان راست عذاب بزرگ. (۷)
و از مردمان کسی هست که می گوید ایمان آوردیم بخدا و بروز بازپسین و نیستند ایشان مومنان. (۸)
فریب می دهند خدا را و مومنان را و بحقیقت نمیفریبند مگر خود را و نمی فهمند. (۹)
در دلهای ایشان بیماریست پس افزون داد خدا بایشان بیماری و ایشان راست عذاب درد دهنده بسبب آنکه دروغ می گفتند. (۱۰)
و چون گفته شود ایشان را تباهکاری مکنید دز زمین ، گویند جز این نیست که ما اصلاح کاریم. (۱۱)
آگاه شو به تحقیق ایشانند تباهکاران و لیکن آگاه نمی شوند. (۱۲)
و چون به ایشان گفته شود ایمان آرید چنانکه که ایمان آوردند مردمان ، گویند آیا ایمان آوریم چانانکه ایمان آوردند بی خردان؟ آگاه شو بتحقیق ایشانند بیخردان و لیکن نمی دانند. (۱۳)
و وقتیکه ملاقات می کنند با اهل ایمان گویند که ایمان آورده ایم و چون تنها شوند با شیاطین خود گویند هر آئینه ما با شمائیم جز این نیست ما تمسخر می کنیم. (۱۴)
خدا تمسخر می کند به ایشان و مهلت می دهد ایشان را در گمراهی خویش سرگشته شده. (۱۵)
سوره البقره آیه های ۱ تا ۱۵
در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا. باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم. گفت من چنین قدرتی ندارم. سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو. مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟ این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد و فقط یک دعا می کرد. می گفت:
الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن.
چرا ما انسانها قدر خدا رو نمی دونیم ، چرا وظیفه ای را که خدا بهمون داده همونو انجام نمی دیم یا بخوبی انجامش نمی دیم و سهل انگاری می کنیم. چرا ما همش به فکر خودمون هستیم و فقط می خواهیم بدونیم سرنوشتمون تو این دنیای بی ارزش چی می شه ، چرا نمیخواهید به این فکر کنین که این خدایی که شما را آفریده برای چه آفریده است ، چرا خدا وقتی شما را آفرید برای شما بهشت و جهنم را درست کرد تا خوبها رو تو بهشت و بدها رو تو جهنم بندازه ، آیا هرگز به این فکر کرده اید که جهنم نصیب چه کسانی میشه و خدا چه کسانی رو تو جهنم میندازه ، هرگز به این فکر کرده اید که بهشتی که همیشه به شما وعده میدن چطور جایی است و آیا از این دنیایی که ما اینجا داریم ( خونه ، باغ ، ماشین ، مشروب ، زن ، بچه و ...) بهتره یا نه ؟
آیا ما تو این دنیا برای همیشه زنده هستیم و زندگی می کنیم ؟ آیا مرگ آخر زندگی ما هست و بعد از آن دیگر هیچ حیاتی برای کسیکه مرده است نیست ؟ آیا بعد از اینکه مردیم به کجا میرویم ؟ آیا این اعمالی که ما انجام میدیم خدا مارو به بهشت می بره یا به جهنم ؟ و خیلی سوالهای دیگه که نشون میده آدم فقط به فکر نجات دادن خودشه و میخواد هر طوری که شده راحت باشه و راحت زندگی کنه چه تو این دنیا و چه در یک دنیای دیگه. چرا ما جدا از اینکه بخاطر بهشت و یا ترس از جهنم اعمال نیک انجام بدیم و نماز بخونیم بخاطر خدا انجام ندیم ، چرا عاشق خدا نباشیم و فقط هدف و خواستمون رسیدن به خدا نباشه ، مطمئن باشید وقتی که ما بخدا برسیم به همه چی می رسیم ، وقتی که ما بخدا برسیم تمام این سوالهایی که تو ذهن ما میاد همه خود به خود حل میشه و جوابشون فقط رسیدن بخداست.
بنام خدای بخشاینده مهربان
سوره ملک
سوره الرحمن
امین یا رب العالمین
|
|
POWERED BY darse-zendegie.blogfa.com |
|